عضویت در کانال فیلم باز (کلیک کنید)
فیلم باز

دانلود مستقیم فیلم آواز گنجشک‌ ها

 آواز گنجشک‌ ها با دانلود رایگان و لینک مستقیم

دانلود فیلم آواز گنجشک‌ ها با لینک مستقیم

توجه: در صورت درخواست صاحب اثر لینک دانلود حذف می شود.

 

دانلود رایگان فیلم ، دانلود فیلم ، فیلم با لینک مستقیم، دانلود ایرانی جدید، دانلود فیلم ایرانی

نام اثر: آواز گنجشک‌ ها

مخاطب: بزرگسالان

نوع فیلم: سینمایی

محصول: ایران

موضوع:   اجتماعی

کارگردان :  مجید مجیدی

نویسندگان : مجید مجیدی

تهیه کننده:  مجید مجیدی

سال تولید: ۱۳۸۶

تاریخ انتشار: ۱۳۸۶

امتیاز IMDB : 8.0/10

مدت زمان: ۹۷ دقیقه

حجم فیلم:  694 مگابایت

با هنرنمایی:  رضا ناجی، کامران دهقان، حامد آغازی، پویا صالحی، محمدرضا شیخی

خلاصه داستان: این فیلم به داستان مرد ساده و میانسالی به نام کریم می پردازد. وی در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می کند و شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آنها برقرار کرده است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می کند.

 

 

جوایز

    لیست پنج فیلم برتر خارجی – هیئت ملی منتقدین آمریکا ۲۰۰۹
    برنده خرس نقره‌ای برای بهترین بازیگر مرد، رضا ناجی – جشنواره فیلم برلین۲۰۰۸
    نامزد خرس طلایی بهترین کارگردانی، مجید مجیدی – جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۸
    جایزه ویژه هیئت داوران – جشنواره فیلم دمشق ۲۰۰۸
    جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد، رضا ناجی – جوایز آسیا پاسیفیک ۲۰۰۸
    جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و تدوین جشنواره فیلم فجر ۲۰۰۸
    جایزه بهترین بازیگر مرد، رضا ناجی – جشنواره فیلم دمشق ۲۰۰۸
    جایزه بهترین بازیگر مرد.رضا ناجی-یازدهمین جشن دنیای تصویر-۱۳۸۸
    جایزه بهترین فیلم.مجید مجیدی-یازدهمین جشن دنیای تصویر-۱۳۸۸

 نقد و بررسی فیلم آواز گنجشک‌ ها

 مجید مجیدی نامی آشنا در سینمای پس از انقلاب است که فیلم های او همیشه مورد پسند جشنواره های دولتی بوده و در محافل بین المللی نیز حرف هایی برای گفتن داشته اند. حتی بچه های آسمان او تنها اثر سینمایی ایرانی است که توانست به فهرست پنج نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی راه پیدا کند. او از اندک کارگردانان سینمای هنری کشورمان به شمار می رود که سوای بهره مندی از جایگاهی ویژه در میان منتقدان، در نظر مخاطبان عام نیز به عنوان فیلم سازی کاربلد و مسلط شناخته شده است. فروش خوب آثار اخیر او درستی این ادعا را ثابت می کند. آواز گنجشک ها آخرین ساخته مجیدی که نماینده سینمای ایران در مراسم اسکار امسال خواهد بود، در نگاهی کلی در راستای همان مولفه های ثابت کارنامه فیلم سازی او قرار می گیرد.
آواز گنجشک ها روایتگر زندگی کریم (رضا ناجی)، یک کارگر کارگاه پرورش شترمرغ در روستایی نزدیک تهران، است که به سختی امور زندگی خود را می چرخاند. به مانند تمام فیلمنامه های آثار مجیدی شخصیت اصلی فیلم در گره افکنی خوبی قرار می گیرد و تماشاگر را به شدت با خود درگیر می کند. افتادن سمعک هانیه (دختر کریم) در آب انبار و فرار یکی از شترمرغ ها از کارگاه و ناکامی کریم در پیدا کردن آن، موتور فیلمنامه را به خوبی پیش می برد. در سکانس های ابتدایی و در لابه لای موقعیت های بحرانی خلق شده که کاراکتر اصلی فیلم را به خوبی گرفتار خود می کنند، تمام تلاش مجیدی در این است که روحیه و رفتارهای کریم و آدم های دور و برش به خوبی به مخاطب فیلم منتقل شود. این موضوع در رفتارهای ساده و به ظاهر کودکانه و مفرح کریم (مثل همان شکستن تخم شترمرغ و املت کردن آن یا در لباس شترمرغ در آمدن کریم و یا کشمکش های بچه گانه اش با پسرش- حسین-) به خوبی مشهود است. اخراج کریم از کارگاه پرورش شترمرغ و نامیدی او از تعمیر سمعک هانیه در ادامه همان گره افکنی فیلمنامه قرار دارند و تماشاگر را به این امید نگاه می دارند که در کنار تماشای مولفه های خاص سینمای مجیدی، تا به انتها شاهد حرکت جاندار منحنی روایی فیلمنامه خواهد بود. اما درست از همین از این جا تا به پایان، آواز گنجشک ها همان مشکلی را پیدا می کند که دیگر آثار مجیدی نیز با آن دست و پنجه نرم می کردند؛ یعنی نبود انسجام در پیشبرد روایت و گرفتار شدن اثر در نمادپردازی های تصویری و شعارها و پیام های مستعمل و کلیشه ای.
نقطه عطف اول فیلمنامه جایی است که در شهر، کریم به شکلی اتفاقی مسافری را با موتورش به مقصد می رساند و با دیدن کارکرد مالی خوب این کار وسوسه می شود که با مسافرکشی، در تهران بی در و پیکر کاسبی جدیدی راه بیندازد. فصل طولانی حضور کریم در تهران با آن که افت و خیزهای کمی ندارد، اما شکلی اپیزودیک پیدا کرده که منطق حضور برخی از این سکانس ها چندان مشخص نیست و به راحتی می شود حذف شان کرد و یا جای شان را به سکانسی دیگر داد. تقابل کریم با آدم هایی از تیپ های مختلف جامعه (مثل همان مردی که در تلفن اش به دروغ می گوید در مشهد و در حال زیارت است) و سر و کله زدن او با برخی از آن ها (مثل همان مردی که نمی خواهد کرایه اش را بپردازد) یکی از همان موردهای اشاره شده است. تنها کارکرد دراماتیک این سکانس ها تاکید دوباره شان بر سادگی و صفای کاراکتر کریم است که این مساله هم پیش از این و در فصل های مقدمه به خوبی به مخاطب منتقل شده و تکرار آن ها تازگی چندانی ندارد. حیرت زدگی کریم در برابر زرق و برق شهر و غرق شدن تدریجی او در مناسبات شهری بیش از آن که مناسب فیلمی در زمان حال باشد، بیشتر یادآور فیلم هایی است که در اوایل دهه چهل شمسی در راستای سیاست های اصلاحات ارضی حکومت سابق ساخته می شدند و مجید محسنی یکی از چهره های سرشناس در مدت زمان کوتاه عمر این نوع سینما بود. تاکید بر نماز خواندن کریم در مقابل خانه ای اعیانی، آوردن خرت و پرت هایی از شهر و تلنبار کردن آن در گوشه ای از حیاط خانه و پوشیدن لباس مرد صاحبخانه در جریان کمک به اسباب کشی (به عنوان نمادی سطحی از فرو رفتن کریم در منجلاب ارمغان های فریبنده شهر) و نیز پافشاری وسواس گونه او برای بازگرداندن آن در چوبی پوسیده از خانه همسایه، همه و همه داشته های مجیدی برای تغییر روحی کاراکتر کریم هستند که هیچ یک از این نمادپردازی ها نه طراوت چندانی دارند و نه به خط روایی اصلی فیلم کمکی می کنند و بیشتر داستان های مشابه در مجموعه ها و فیلم های اخلاقی دهه شصت را به یاد می آورند.
جا ماندن کریم از کاروان موتورسوارهای حامل وسایل خانگی و وسوسه او برای فروش آن یخچال یکی از اندک موقعیت های جذاب فیلم در بخش حضور کریم در تهران بود که می توانست کاراکتر اصلی فیلم را در یک آزمون دشوار و البته جذاب و درگیر کننده برای تماشاگر قرار دهد و یا حداقل در خدمت پیام مورد نظر مجیدی باشد. اما منصرف شدن زودهنگام او از فروش یخچال (آن هم با دیدن شترمرغ هایی در پشت یک کامیون) و پس دادن آن به صاحبش این دستمایه بالقوه خوب را به هدر داده است. در چنین حالتی بر خلاف معادله های اخلاق گرایانه سازنده فیلم، میان تماشاگر و قهرمان داستان (به عنوان مهم ترین عامل در پیکره اصلی اثر) دیگر آن احساس نزدیکی وجود ندارد و مخاطب گمان می کند گویا این کاراکتر به عمد آن قدر ساده و تک بعدی ترسیم شده که مبادا درگیر بحران های پیچیده و ملموسی شود و تقدس او (که بیشتر به سادگی شبیه است) خدشه دار شود. در چنین حالتی دیگر موقعیت هایی کوچکی همچون تردید بچه گانه و بامزه کریم برای دادن پانصد تومان صدقه به آن دختر دستفروش و یا عصبانیت او از گل فروشی هانیه و حسین در کنار اتوبان انگیزه ای را در تماشاگر به وجود نمی آورند و تاثیرشان لحظه ای است.
مصدوم شدن کریم در لابه لای اشیاء بی مصرف کنار حیاط (به عنوان نمادی از سوغات شهر با آن تاکید گل درشت بر پاره کردن پیراهن تن کریم با قیچی) می توانست داستان را در مسیری تراژیک و قابل باور سوق دهد. اما متاسفانه از این جا به بعد کاراکتر کریم به طور طبیعی شخصیتی منفعل و حاشیه ای می شود و فیلم دچار چندگانگی در لحن می شود. در حقیقت تا به پایان داستانک هایی که در طول فیلم تنها به آن ها اشاره هایی شده بود، بر روی داستان اصلی سایه می افکنند و دست مجیدی را برای رساندن فیلم به یک پایان منسجم و در عین حال ماندگار خالی نگاه می دارند. شاید به همین خاطر است که تلاش معصومانه بچه ها برای زنده نگاه داشتن ماهی ها بر خلاف نمونه مشابهی همچون پایان بندی بی نظیر بچه های آسمان شور چندانی ایجاد نمی کند و آدم را به این فکر می اندازد که ای کاش صداقت مجیدی در زمان نگارش فیلمنامه و ساخت آواز گنجشک ها به اندازه همان گریه بچه ها برای ماهی های از دست رفته قابل باور بود و به دل می نشست. سردرگمی فیلم در پایان دادن به داستانی که می توانست خیلی بهتر از این ها باشد، بزرگ ترین مشکل فیلمنامه آواز گنجشک ها به شمار می رود. این که کریم می بیند کلکسیون خرت و پرت هایش به مامنی برای سگ های ولگرد تبدیل شده، بچه ها آن چند شاه ماهی را در آب انبار تمیز شده رها می کنند، کریم با باز کردن پنجره گنجشک محبوس شده در اتاق را آزاد می کند (این صحنه را بارها و بارها در فیلم ها و مجموعه های خارجی و ایرانی دیده ایم)، بازگشت مش رمضان (آن کارگر افغانی) از سفر و رساندن خبر بازگشت شترمرغ به کارگاه، نقاشی هانیه روی گچ پای کریم و در نهایت رقص شترمرغ (به عنوان نمادی از لطف و قدرت خداوند) در برابر دیدگان کریم همه و همه سکانس هایی هستند که می توانستند نقطه پایانی فیلم باشند. در حقیقت هیچ یک از آن ها پیوند چندانی با سایر سکانس ها ندارند و به قول معروف ساز خود را می زنند و شاید تنها به خودی خود تاثیر گذار به نظر برسند.
فیلم برداری بی نظیر تورج منصوری (که به ویژه در درست از آب درآمدن لانگ شات های عکس گونه مورد نظر مجیدی بسیار موفق عمل کرده)، موسیقی دلنشین حسین علیزاده که با تصویرهای فیلم به شدت همخوان است و بازی رضا ناجی که انگ کاراکتری همچون کریم است، به کمک مجید مجیدی آمده اند و آواز گنجشک ها را به فیلمی قابل تحمل و شایسته نقد و بررسی تبدیل کرده اند. با این وجود به نظر می رسد مجیدی بیشتر از آن که حواس اش به حفره های عمیق فیلمنامه اثرش باشد، در پی خوش رنگ و لعاب در آمدن پلان های فیلمش بوده (مثل همان دو نمای هلی شات از کریم که هیچ کارکردی در فیلم ندارند) و سعی کرده با تصاویری چشم نواز و قاب بندی های هوشمندانه (به ویژه در سکانس های حضور کریم در خیابان های تهران) دل مخاطبش را به دست آورد. آواز گنجشک ها در مقایسه با فیلم پیشین مجیدی، بید مجنون، یک سر و گردن بالاتر است، اما چیزی بیشتر از سایر آثار او در چنته ندارد و در بند همان اخلاق گرایی های مرسوم در ژانر فرعی سینمای روستایی گرفتار شده که دهه هاست دیگر کسی به آن فکر نمی کند.


امیررضا نوری پرتو
منبع خبر : سینمای ما

 

دانلود باکس
برچسب‌ها :

0نظر ارسال شده است

ارسال نظر

شما هم نظری ارسال کنید

ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود